abbacken
پختن کامل، داغ کردن خمیر (در قنادی)
Beispiele
- Sie wollen Krapfen machen und wissen nicht, wie Sie Ihren Brandteig ''abbacken'' sollen?شما میخواهید پیراشکی درست کنید و نمیدانید چگونه باید خمیر آن را بپزید؟
- Der Bäcker hat ''abgebacken''.نانوا پختن را تمام کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در فر پختن یا پخت آن را کامل کردن (معمولاً نان یا شیرینی)
- Wir müssen die Brötchen noch abbacken.ما باید نانهای کوچک را هنوز بپزیم.
- Die Kekse sind fast abgebacken.بیسکویتها تقریباً پخته شدهاند.