abbacken

Aussprache: /ˈapˌbakn̩/
Wortzerlegung: ab·ba·cken
فعل

پختن کامل، داغ کردن خمیر (در قنادی)

Beispiele

  • Sie wollen Krapfen machen und wissen nicht, wie Sie Ihren Brandteig ''abbacken'' sollen?شما می‌خواهید پیراشکی درست کنید و نمی‌دانید چگونه باید خمیر آن را بپزید؟
  • Der Bäcker hat ''abgebacken''.نانوا پختن را تمام کرده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را در فر پختن یا پخت آن را کامل کردن (معمولاً نان یا شیرینی)

  • Wir müssen die Brötchen noch abbacken.ما باید نان‌های کوچک را هنوز بپزیم.
  • Die Kekse sind fast abgebacken.بیسکویت‌ها تقریباً پخته شده‌اند.