Konjugierte Form
بد، افتضاح؛ فوقالعاده (عامیانه)
جملات نمونه برای bad:
My parents died last year. That was very ''bad'' for me.
پدر و مادرم پارسال فوت کردند. این برای من خیلی بد بود.
You are ''bad,'' man! (Internetbeleg)
تو خیلی باحالی (فوقالعادهای)، مرد!