baden Aussprache:/ˈbaːdn̩/Wortzerlegung:ba·den فعل حمام کردن، استحمام کردن معانی و تعاریف baden:در وان حمام دراز کشیدن برای شستشو یا استراحت.در آب شنا کردن یا ماندن، به خصوص در دریاچه یا دریا.شخص دیگری یا حیوانی را در وان حمام شستشو دادن. جملات نمونه برای baden:Er ''badet'' sein Baby jeden Abend.او هر شب نوزادش را حمام میکند.Ich soll die Wunde ''baden.''من باید زخم را شستشو دهم (حمام کنم).Der Krankenpfleger ''badete'' den alten Herren.پرستار مرد پیر را حمام کرد.