baggern

Aussprache: /ˈbaɡɐn/
Wortzerlegung: bag·gern
فعل

با بیل مکانیکی خاک‌برداری کردن، (در والیبال) پاس دادن با ساعد

Beispiele

  • Zu diesem Zweck muss man einen Graben oder Kanal ''baggern.برای این منظور باید یک خندق یا کانال با بیل مکانیکی حفر کرد.
  • Wir ''baggern,'' damit die Fahrrinne die nötige Tiefe behält.ما کار خاک‌برداری انجام می‌دهیم تا آبراهه عمق لازم را حفظ کند.
  • Du ''baggerst'' und ich fahre den Aushub weg.تو با بیل مکانیکی کار می‌کنی و من خاک‌های حفاری‌شده را می‌برم.
  • Nun wirft der Trainer den Ball, ein Spieler von der Grundlinie nimmt den Ball an und ''baggert'' ihn zum Mitspieler, welcher am Netz steht.حالا مربی توپ را می‌اندازد، بازیکنی از خط پایه توپ را کنترل کرده و آن را با ساعد به هم‌تیمی‌اش که کنار تور ایستاده است، پاس می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Erde, Sand) یا Intransitiv

با بیل مکانیکی یا لایروب، زمین یا بستر آب را کندن یا لایروبی کردن.

  • Der Bagger baggert den Sand aus dem Flussbett.بیل مکانیکی شن را از بستر رودخانه لایروبی می‌کند.
  • Sie baggern einen neuen Kanal für die Schifffahrt.آنها در حال حفر یک کانال جدید برای کشتیرانی هستند.
2 an + Akkusativ

(عامیانه) با کسی لاس زدن یا سعی در جلب توجه عاشقانه او کردن.

  • Er hat den ganzen Abend an der Bar gebaggert.او تمام شب در بار لاس می‌زد.
  • Sie mag es nicht, wenn Männer sie so offensichtlich baggern.او دوست ندارد مردان اینقدر آشکارا با او لاس بزنند.