anbaggern

Aussprache: /ˈanˌbaɡɐn/
Wortzerlegung: an·bag·gern
فعل

مخاطب قرار دادن (به قصد لاس زدن)، تور کردن

Beispiele

  • Fällt Ihnen beim ''Anbaggern'' nur der Uralt-Spruch "Haste mal Feuer" ein?آیا هنگام مخالبت کردن فقط به این جمله قدیمی «آتش داری؟» فکر می‌کنی؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

(عامیانه) تلاش برای شروع یک رابطه عاشقانه یا جنسی با کسی، معمولاً با صحبت کردن یا تعریف کردن.

  • Er hat sie in der Bar angebaggert.او در بار به او مخ زد.
  • Sie mag es nicht, wenn Männer sie auf der Straße anbaggern.او دوست ندارد وقتی مردان در خیابان به او لاس می‌زنند.