anbaggern
مخاطب قرار دادن (به قصد لاس زدن)، تور کردن
Beispiele
- Fällt Ihnen beim ''Anbaggern'' nur der Uralt-Spruch "Haste mal Feuer" ein?آیا هنگام مخالبت کردن فقط به این جمله قدیمی «آتش داری؟» فکر میکنی؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه) تلاش برای شروع یک رابطه عاشقانه یا جنسی با کسی، معمولاً با صحبت کردن یا تعریف کردن.
- Er hat sie in der Bar angebaggert.او در بار به او مخ زد.
- Sie mag es nicht, wenn Männer sie auf der Straße anbaggern.او دوست ندارد وقتی مردان در خیابان به او لاس میزنند.