bahamaisch
باهامایی، مربوط به باهاما
Bedeutungen
1
مربوط به کشور باهاما، ساکنان آن یا فرهنگ آن.
- Die bahamaische Inselgruppe ist ein beliebtes Urlaubsziel.مجمعالجزایر باهاما یک مقصد تعطیلات محبوب است.
- Er hat die bahamaische Küche mit ihren Meeresfrüchten probiert.او غذاهای باهاما را با غذاهای دریاییاش امتحان کرد.
- Die bahamaische Wirtschaft ist stark vom Tourismus abhängig.اقتصاد باهاما به شدت به گردشگری وابسته است.