anbahnen
آغاز کردن، زمینهسازی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas anbahnen)
آغاز کردن، زمینه را فراهم کردن، راه را باز کردن (برای چیزی، مانند رابطه یا معامله).
- Die beiden Unternehmen bahnen eine Fusion an.این دو شرکت در حال زمینهسازی برای ادغام هستند.
- Er versuchte, eine Freundschaft mit ihr anzubahnen.او سعی کرد با او دوستی برقرار کند.
2
sich + Akkusativ (sich anbahnen)
شکل گرفتن، در حال وقوع بودن، پدیدار شدن (معمولاً برای روابط، مشکلات).
- Eine neue Ära der Zusammenarbeit bahnt sich an.دوران جدیدی از همکاری در حال شکلگیری است.
- Es bahnt sich ein Sturm an.طوفانی در راه است.