anbahnen

Aussprache: /ˈanˌbaːnən/
Worttrennung: an·bah·nen
فعل

آغاز کردن، زمینه‌سازی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas anbahnen)

آغاز کردن، زمینه را فراهم کردن، راه را باز کردن (برای چیزی، مانند رابطه یا معامله).

  • Die beiden Unternehmen bahnen eine Fusion an.این دو شرکت در حال زمینه‌سازی برای ادغام هستند.
  • Er versuchte, eine Freundschaft mit ihr anzubahnen.او سعی کرد با او دوستی برقرار کند.
2 sich + Akkusativ (sich anbahnen)

شکل گرفتن، در حال وقوع بودن، پدیدار شدن (معمولاً برای روابط، مشکلات).

  • Eine neue Ära der Zusammenarbeit bahnt sich an.دوران جدیدی از همکاری در حال شکل‌گیری است.
  • Es bahnt sich ein Sturm an.طوفانی در راه است.