baldowern
اطلاعات جمعآوری کردن (به صورت نامحسوس)، جاسوسی کردن
Beispiele
- Und darum hatte ihm Ilse ihren gestrigen Abendbesuch gemacht, auch sie hatte bloß ''baldowern'' wollen - für Batzke!و به همین دلیل ایلزه شب گذشته به دیدن او آمده بود، او هم فقط میخواست «اطلاعات جمعآوری کند» - برای باتزکه!
Bedeutungen
1
Intransitiv
نقشه کشیدن، توطئه کردن (عامیانه، کمی قدیمی)
- Die Diebe baldowerten einen Überfall aus.دزدها برای یک سرقت نقشه میکشیدند.
- Sie saßen zusammen und baldowerten über ihre nächsten Schritte.آنها کنار هم نشستند و درباره قدمهای بعدی خود نقشه میکشیدند.