فعل
کشتی گرفتن (بازیگوشانه)، با هم گلاویز شدن (بازیگوشانه)، ورجه وورجه کردن
معانی و تعاریف balgen:
- با هم درگیر شدن یا کشتی گرفتن به صورت بازیگوشانه یا جدی (معمولاً با دست و پا).
جملات نمونه برای balgen:
Die Kinder ''balgten'' sich auf dem Spielplatz.
بچهها در زمین بازی با هم کشتی میگرفتند (بازیگوشانه).
Die beiden Jungen ''haben'' sich um das Spielzeug ''gebalgt.''
دو پسر برای اسباببازی با هم گلاویز شدند.
Die Hunde ''balgen'' sich um den Knochen.
سگها برای استخوان با هم گلاویز میشوند.