ballern

Aussprache: /ˈbalɐn/
Wortzerlegung: bal·lern
فعل

ترکاندن، شلیک کردن، با صدا کوبیدن

Beispiele

  • Zu Silvester ''ballert'' es wieder ordentlich.در شب سال نو دوباره حسابی ترقه درمی‌کنند.
  • Er hört nicht auf, den Fußball gegen unseren Zaun zu ''ballern.او دست از شوت کردن توپ فوتبال به سمت حصار ما برنمی‌دارد.
  • Dort hinten ''ballert'' jemand, lass uns verschwinden!آن پشت یک نفر دارد تیراندازی می‌کند، بیا در برویم!
  • Ich ''baller'' dir gleich eine.الان یکی می‌خابونم تو گوشت (یکی می‌زنم تو سرت).

Bedeutungen

1 (auf + Akkusativ) / ohne Objekt

با صدای بلند یا به سرعت شلیک کردن، تیراندازی کردن (محاوره)

  • Die Kanonen ballerten die ganze Nacht.توپ‌ها تمام شب شلیک می‌کردند.
  • Er ballerte mit seiner Waffe auf die Zielscheibe.او با اسلحه‌اش به سمت هدف شلیک کرد.
2 Akkusativ

(توپ را) با شدت و قدرت شوت کردن (محاوره، ورزشی)

  • Der Stürmer ballerte den Ball ins Tor.مهاجم توپ را با شدت به داخل دروازه شوت کرد.
  • Er hat den Ball so fest geballert, dass er fast geplatzt wäre.او توپ را آنقدر محکم شوت کرد که نزدیک بود بترکد.