ballern
ترکاندن، شلیک کردن، با صدا کوبیدن
Beispiele
- Zu Silvester ''ballert'' es wieder ordentlich.در شب سال نو دوباره حسابی ترقه درمیکنند.
- Er hört nicht auf, den Fußball gegen unseren Zaun zu ''ballern.او دست از شوت کردن توپ فوتبال به سمت حصار ما برنمیدارد.
- Dort hinten ''ballert'' jemand, lass uns verschwinden!آن پشت یک نفر دارد تیراندازی میکند، بیا در برویم!
- Ich ''baller'' dir gleich eine.الان یکی میخابونم تو گوشت (یکی میزنم تو سرت).
Bedeutungen
1
(auf + Akkusativ) / ohne Objekt
با صدای بلند یا به سرعت شلیک کردن، تیراندازی کردن (محاوره)
- Die Kanonen ballerten die ganze Nacht.توپها تمام شب شلیک میکردند.
- Er ballerte mit seiner Waffe auf die Zielscheibe.او با اسلحهاش به سمت هدف شلیک کرد.
2
Akkusativ
(توپ را) با شدت و قدرت شوت کردن (محاوره، ورزشی)
- Der Stürmer ballerte den Ball ins Tor.مهاجم توپ را با شدت به داخل دروازه شوت کرد.
- Er hat den Ball so fest geballert, dass er fast geplatzt wäre.او توپ را آنقدر محکم شوت کرد که نزدیک بود بترکد.