rumballern

Aussprache: /ˈrʊmˌbalɐn/
Worttrennung: rum·bal·lern
فعل

با صدای بلند شلیک کردن، با خشونت رفتار کردن، با سر و صدا کاری کردن

Bedeutungen

1 intransitiv oder Akkusativ

با شدت و بی‌هدف شلیک کردن یا تیراندازی کردن، معمولاً با صدای بلند و خشونت‌آمیز.

  • Die Gangster ballerten wild in die Luft, um die Leute zu erschrecken.گنگسترها برای ترساندن مردم به شدت در هوا شلیک کردند.
  • Die Polizei musste auf die fliehenden Kriminellen rumballern.پلیس مجبور شد به سمت جنایتکاران در حال فرار شلیک کند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با صدای بلند و پر سر و صدا کاری انجام دادن، مثلاً موسیقی گوش دادن یا با چیزی کوبیدن (عامیانه).

  • Hör auf, so laut Musik zu rumballern!بس کن، اینقدر با صدای بلند موسیقی گوش نده!
  • Die Kinder ballerten den ganzen Nachmittag mit ihren Spielzeugautos durchs Haus.بچه‌ها تمام بعد از ظهر با ماشین‌های اسباب‌بازی‌شان در خانه سر و صدا می‌کردند.