rumballern
با صدای بلند شلیک کردن، با خشونت رفتار کردن، با سر و صدا کاری کردن
Bedeutungen
1
intransitiv oder Akkusativ
با شدت و بیهدف شلیک کردن یا تیراندازی کردن، معمولاً با صدای بلند و خشونتآمیز.
- Die Gangster ballerten wild in die Luft, um die Leute zu erschrecken.گنگسترها برای ترساندن مردم به شدت در هوا شلیک کردند.
- Die Polizei musste auf die fliehenden Kriminellen rumballern.پلیس مجبور شد به سمت جنایتکاران در حال فرار شلیک کند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
با صدای بلند و پر سر و صدا کاری انجام دادن، مثلاً موسیقی گوش دادن یا با چیزی کوبیدن (عامیانه).
- Hör auf, so laut Musik zu rumballern!بس کن، اینقدر با صدای بلند موسیقی گوش نده!
- Die Kinder ballerten den ganzen Nachmittag mit ihren Spielzeugautos durchs Haus.بچهها تمام بعد از ظهر با ماشینهای اسباببازیشان در خانه سر و صدا میکردند.