wegballern
از بین بردن با شلیک، مصرف کردن، با سرعت راندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegballern)
با شلیک گلوله چیزی را از بین بردن یا کسی را کشتن (محاوره).
- Die Soldaten ballerten die feindlichen Stellungen einfach weg.سربازان مواضع دشمن را به سادگی با شلیک از بین بردند.
- Er hat den Vogel mit einem Schuss weggeballert.او پرنده را با یک شلیک از بین برد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegballern)
مصرف کردن یا هدر دادن سریع و بیرویه پول، انرژی یا زمان (محاوره).
- Er ballert sein ganzes Gehalt für unnötige Dinge weg.او تمام حقوقش را برای چیزهای غیرضروری هدر میدهد.
- Wir haben die ganze Nacht gefeiert und das Geld weggeballert.ما تمام شب را جشن گرفتیم و پول را بیحساب خرج کردیم.
3
intransitiv (بدون مفعول)
با سرعت بسیار زیاد رانندگی کردن یا دویدن (محاوره).
- Er ballert mit seinem neuen Auto durch die Stadt.او با ماشین جدیدش با سرعت زیاد در شهر رانندگی میکند.
- Die Kinder ballerten den Hügel hinunter.بچهها با سرعت زیاد از تپه پایین دویدند.