zuballern

Aussprache: /ˈtsuːˌbalɐn/
Worttrennung: zu·bal·lern
فعل

پر کردن (با صدا)، مست کردن (با الکل یا مواد مخدر)

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ (sich + zuballern)

به شدت مست یا نشئه کردن (عاميانه).

  • Nach der Party hat er sich völlig zugeballert.بعد از مهمانی او کاملاً خودش را مست کرد.
  • Sie ballerten sich mit billigem Wein zu.آنها خودشان را با شراب ارزان حسابی مست کردند.
2 Akkusativ (etwas + zuballern)

چیزی را با شدت زیاد پر کردن یا بمباران کردن (مثلاً با صدا، اطلاعات).

  • Die Werbung ballert die Leute mit Informationen zu.تبلیغات مردم را با اطلاعات بمباران می‌کند.
  • Der DJ ballerte die Menge mit lauter Musik zu.دی‌جی جمعیت را با موسیقی بلند بمباران کرد.