فعل
ترکاندن، شلیک کردن، با صدا کوبیدن
معانی و تعاریف ballern:
- با صدای بلند یا به سرعت شلیک کردن، تیراندازی کردن (محاوره)
- (توپ را) با شدت و قدرت شوت کردن (محاوره، ورزشی)
جملات نمونه برای ballern:
Zu Silvester ''ballert'' es wieder ordentlich.
در شب سال نو دوباره حسابی ترقه درمیکنند.
Er hört nicht auf, den Fußball gegen unseren Zaun zu ''ballern.''
او دست از شوت کردن توپ فوتبال به سمت حصار ما برنمیدارد.
Dort hinten ''ballert'' jemand, lass uns verschwinden!
آن پشت یک نفر دارد تیراندازی میکند، بیا در برویم!