ballotieren

Aussprache: /baloˈtiːʁən/
Wortzerlegung: bal·lo·tie·ren
فعل

رأی دادن (با گوی سفید و سیاه)، انتخاب کردن

Beispiele

  • Beim ''Ballotieren'' steht üblicherweise die weiße Kugel für «ja» und die schwarze für «nein».در "رأی‌گیری" معمولاً گوی سفید به معنی «آری» و گوی سیاه به معنی «نه» است.

Bedeutungen

1 über + Akkusativ

رأی‌گیری کردن، به ویژه با استفاده از برگه‌های رأی یا گوی‌های کوچک (ballots) برای انتخاب یا تصمیم‌گیری در یک گروه یا انجمن.

  • Die Mitglieder werden über den neuen Vorstand ballotieren.اعضا در مورد هیئت مدیره جدید رأی‌گیری خواهند کرد.
  • Es wurde ballotiert, ob der Antrag angenommen wird.رأی‌گیری شد که آیا درخواست پذیرفته شود یا خیر.