anbandeln
سر صحبت را باز کردن (برای رابطه عاشقانه)، لاس زدن، وارد رابطه شدن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem / etwas anbandeln)
عامیانه: شروع به برقراری رابطه دوستانه یا عاشقانه با کسی کردن، سر و سر داشتن.
- Er hat versucht, mit der Kellnerin anzubandeln.او سعی کرد با پیشخدمت سر صحبت را باز کند (برای رابطه).
- Sie ist nicht daran interessiert, mit ihm anzubandeln.او علاقهای به برقراری رابطه با او ندارد.