banderolieren
بستهبندی کردن با نوار، چسباندن نوار
Beispiele
- Sie verdiente sich damals ein Zubrot damit, Zeitungen für den Versand zu ''banderolieren''.آن زمان با بستهبندی روزنامهها برای ارسال، درآمد اضافی کسب میکرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با یک نوار، برچسب یا باند (بندرول) بستن یا پوشاندن، معمولاً برای بستهبندی یا نشانهگذاری.
- Die Zigarren werden nach der Produktion sorgfältig banderoliert.سیگارها پس از تولید با دقت نوارپیچ میشوند.
- Man muss die Geldbündel vor dem Versand banderolieren, um sie zu sichern.باید دستههای پول را قبل از ارسال نوارپیچ کرد تا ایمن شوند.