bandförmig

Aussprache: /ˈbantˌfœʁmɪç/
Worttrennung: band·för·mig
صفت

نواری شکل، روبانی

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به نوار یا روبان، بلند و باریک.

  • Das Kleid hatte bandförmige Träger.پیراهن بندهای نواری شکل داشت.
  • Die Narbe war lang und bandförmig.جای زخم بلند و نواری شکل بود.
  • Manche Insekten haben bandförmige Flügel.برخی حشرات بال‌های نواری شکل دارند.