bankerott
ورشکسته
Bedeutungen
1
در وضعیت ورشکستگی مالی قرار داشتن؛ قادر نبودن به پرداخت بدهیها.
- Nach der Krise war das Unternehmen leider bankerott.متأسفانه پس از بحران، شرکت ورشکسته شد.
- Er hat sein gesamtes Vermögen verloren und ist nun bankerott.او تمام دارایی خود را از دست داد و اکنون ورشکسته است.
- Die Bank hat die Finanzierung gestoppt, was die Firma praktisch bankerott macht.بانک تأمین مالی را متوقف کرد، که عملاً شرکت را ورشکسته میکند.