bappten Aussprache:/ˈbaptn̩/Wortzerlegung:bapp·ten Konjugierte Form چسباندند معانی و تعاریف bappten:به طور محکم و چسبناک به سطحی چسبیدن، به طوری که جدا کردن آن دشوار باشد. جملات نمونه برای bappten:Der feuchte Teig bappte an den Fingern.خمیر مرطوب به انگشتان چسبید.Die nasse Tapete bappte an der Wand und begann sich zu lösen.کاغذ دیواری خیس به دیوار چسبیده بود و شروع به جدا شدن کرد.