barbieren

Aussprache: /barˈbiːrən/
Wortzerlegung: ba·r·bie·ren
فعل

تراشیدن ریش، اصلاح کردن صورت

Beispiele

  • Gegen den Duke of Wellington kochte aber sein radikaler Zorn immer am heftigsten, er spuckte Gift und Galle, sobald er auf diesen zu sprechen kam, und wenn er mich unterdessen einseifte, so geschah es mit schäumender Wut. Einst wurde ich ordentlich bange, als er mich just nahe beim Halse ''barbierte,'' während er so heftig gegen Wellington loszog […].خشم رادیکال او علیه دوک ولینگتون اما همیشه با بیشترین شدت می‌جوشید، او زهر و غضب تف می‌کرد، به محض اینکه صحبت از او به میان می‌آمد، و اگر او در همین بین صورت مرا کف می‌مالید، با خشم کف‌آلودی این کار را می‌کرد. روزی واقعاً ترسیدم که او درست نزدیک گردنم مرا اصلاح می‌کرد، در حالی که این‌قدر شدید علیه ولینگتون داد سخن سر می‌داد [...].

Bedeutungen

1 Akkusativ / sich

ریش یا موهای صورت را تراشیدن یا اصلاح کردن (معمولاً توسط آرایشگر).

  • Der Friseur barbiert den Kunden.آرایشگر مشتری را اصلاح می‌کند.
  • Er barbiert sich jeden Morgen.او هر روز صبح ریش خود را می‌تراشد.