bardieren
پوشاندن گوشت با لایههای چربی (برای جلوگیری از خشک شدن)
Beispiele
- Lass uns die Schweinefiletmedaillons vor dem Grillen ''bardieren''; sie werden sonst immer so trocken.بیا فیلههای گوشت خوک را قبل از کباب کردن «با چربی بپوشانیم»؛ وگرنه همیشه خیلی خشک میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(قدیمی، نظامی) اسب را با زره پوشاندن، زرهپوش کردن اسب
- Die Ritter bardierten ihre Pferde vor der Schlacht.شوالیهها اسبهای خود را قبل از نبرد زرهپوش میکردند.
- Ein bardiertes Pferd bot dem Reiter zusätzlichen Schutz.یک اسب زرهپوش شده، محافظت بیشتری برای سوارکار فراهم میکرد.