barhäuptig
سربرهنه، بدون کلاه
Bedeutungen
1
بدون پوشش سر؛ بدون کلاه یا روسری؛ سربرهنه.
- Im Sommer laufen viele Menschen barhäuptig durch die Stadt.در تابستان بسیاری از مردم سربرهنه در شهر راه میروند.
- Es ist unhöflich, in der Kirche barhäuptig zu erscheinen.حاضر شدن در کلیسا سربرهنه بیادبی است.
- Die Kinder spielten barhäuptig im Garten.بچهها سربرهنه در باغ بازی میکردند.