barrierefrei

Aussprache: /baˈri̯eːrəˌfraɪ̯/
Worttrennung: bar·rie·re·frei
صفت

بدون مانع، قابل دسترس (برای افراد معلول)

Bedeutungen

1

طراحی شده یا ساخته شده به گونه‌ای که افراد دارای معلولیت بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند؛ بدون موانع فیزیکی.

  • Der neue Bahnhof ist komplett barrierefrei.ایستگاه قطار جدید کاملاً بدون مانع است.
  • Wir versuchen, unsere Website barrierefrei zu gestalten.ما تلاش می‌کنیم وب‌سایت خود را قابل دسترس (برای همه) طراحی کنیم.
  • Barrierefreie Wohnungen sind wichtig für ältere Menschen.خانه‌های بدون مانع برای افراد مسن مهم هستند.