barrikadieren
مسدود کردن، سنگربندی کردن
Beispiele
- Die Streikenden ''barrikadierten'' die Zufahrt mit Baumaschinen.کارگران اعتصابی ورودی را با ماشینآلات ساختمانی مسدود کردند.
- Die Verteidiger ''barrikadieren'' den gesamten Strafraum.مدافعان کل محوطه جریمه را سنگربندی میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را سنگربندی کردن، مسدود کردن، راه را بستن
- Die Demonstranten barrikadierten die Straße mit Mülltonnen.تظاهرکنندگان خیابان را با سطلهای زباله مسدود کردند.
- Sie mussten die Tür barrikadieren, um sich zu schützen.آنها مجبور شدند در را سنگربندی کنند تا از خود محافظت کنند.