barsten Aussprache:/ˈbaʁstn̩/Wortzerlegung:bars·ten Konjugierte Form ترکیدند، شکستند معانی و تعاریف barsten:شکافته شدن یا ترک خوردن به دلیل فشار داخلی یا خارجی، اغلب در متون ادبی یا فنی برای توصیف شکستگی مواد یا ساختارها. جملات نمونه برای barsten:Die Dämme barsten unter der gewaltigen Wassermenge, was zu einer Überschwemmung der umliegenden Gebiete führte.سدها زیر حجم عظیم آب ترکیدند که منجر به سیل در مناطق اطراف شد.Vor lauter Aufregung schien sein Herz zu barsten.از شدت هیجان به نظر میرسید قلبش در حال ترکیدن است.