فعل
کاردستی درست کردن، سرهم کردن
معانی و تعاریف basteln:
- با استفاده از مواد مختلف و ابزارهای ساده، چیزی را با دست ساختن یا درست کردن (کاردستی).
- (محاوره) چیزی را با تلاش و ابتکار، اغلب به صورت موقت یا غیرحرفهای، تعمیر یا سرهم کردن.
جملات نمونه برای basteln:
Meine Mutter ''bastelt'' gerne.
مادرم دوست دارد «کاردستی درست کند».
Die Kinder ''basteln'' ein Haus aus Pappe.
بچهها با مقوا یک خانه «درست میکنند».
Im Kindergarten hat mein Sohn eine Laterne ''gebastelt.''
پسرم در مهدکودک یک فانوس «درست کرده است».