herumbasteln

Aussprache: /hɛˈrʊmˌbastəln/
Worttrennung: her·um·bas·teln
فعل

دستکاری کردن، سرهم‌بندی کردن (غیرحرفه‌ای)

Bedeutungen

1 an + Dativ (an jemandem / etwas herumbasteln)

با چیزی ور رفتن، آن را دستکاری کردن یا سعی در تعمیر، ساختن یا تغییر آن داشتن، اغلب بدون نتیجه مشخص، هدف جدی یا مهارت حرفه‌ای؛ سرهم‌بندی کردن.

  • Er bastelt seit Stunden an seinem Fahrrad herum.او ساعت‌هاست که در حال دستکاری دوچرخه‌اش است.
  • Sie bastelt gern an alten Möbeln herum.او دوست دارد مبلمان قدیمی را بازسازی کند.