herbitten
درخواست کردن (به صورت مودبانه)، دعوت کردن به داخل، فراخواندن
Beispiele
- Jetzt musste er erst einmal das Haus mit den Kollegen durchforsten und dann die Kriminaltechniker ''herbitten''.او مجبور بود ابتدا خانه را با همکارانش جستجو کند و سپس از تکنسینهای جنایی بخواهد که بیایند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به جایی دعوت کردن یا خواستن که به سمت گوینده بیاید (معمولاً رسمی یا قدیمی)
- Er bat seinen Freund zu sich her, um ihm etwas zu zeigen.او دوستش را به نزد خود دعوت کرد تا چیزی به او نشان دهد.
- Die Königin bat den Botschafter zu einer Audienz her.ملکه سفیر را برای ملاقاتی فراخواند.
2
Akkusativ
چیزی را خواستن که به اینجا آورده شود (کمتر رایج و رسمی)
- Er bat die Unterlagen her, um sie gründlich zu prüfen.او مدارک را خواست تا آنها را به دقت بررسی کند.
- Bitte die Bücher her, die wir für die Besprechung benötigen.لطفاً کتابهایی را که برای جلسه نیاز داریم، بیاور.