herbitten

Aussprache: /ˈhɛɐ̯ˌbɪtn̩/
Wortzerlegung: her·bit·ten
فعل

درخواست کردن (به صورت مودبانه)، دعوت کردن به داخل، فراخواندن

Beispiele

  • Jetzt musste er erst einmal das Haus mit den Kollegen durchforsten und dann die Kriminaltechniker ''herbitten''.او مجبور بود ابتدا خانه را با همکارانش جستجو کند و سپس از تکنسین‌های جنایی بخواهد که بیایند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را به جایی دعوت کردن یا خواستن که به سمت گوینده بیاید (معمولاً رسمی یا قدیمی)

  • Er bat seinen Freund zu sich her, um ihm etwas zu zeigen.او دوستش را به نزد خود دعوت کرد تا چیزی به او نشان دهد.
  • Die Königin bat den Botschafter zu einer Audienz her.ملکه سفیر را برای ملاقاتی فراخواند.
2 Akkusativ

چیزی را خواستن که به اینجا آورده شود (کمتر رایج و رسمی)

  • Er bat die Unterlagen her, um sie gründlich zu prüfen.او مدارک را خواست تا آنها را به دقت بررسی کند.
  • Bitte die Bücher her, die wir für die Besprechung benötigen.لطفاً کتاب‌هایی را که برای جلسه نیاز داریم، بیاور.