baubar Aussprache:/ˈbaʊ̯baːɐ̯/Wortzerlegung:bau·bar صفت قابل ساخت و ساز جملات نمونه برای baubar:Das Grundstück ist ''baubar''.این زمین قابل ساخت و ساز است.Der Acker wurde trocken gelegt und ist jetzt ''baubar''.این مزرعه خشک شد و اکنون قابل ساخت و ساز است.Eine Planung muss ''baubar'' sein.یک طرح باید قابل ساخت و ساز باشد.