bauchreden
شکمگویی کردن، صحبت کردن بدون حرکت لبها
Bedeutungen
1
intransitiv
هنر سخن گفتن بدون تکان دادن لبها به گونهای که به نظر برسد صدا از منبع دیگری (مانند عروسک) میآید
- Der Künstler kann so gut bauchreden, dass man den Trick nicht bemerkt.هنرمند آنقدر خوب شکمگویی میکند که آدم متوجه حقه نمیشود.
- Auf der Bühne bauchredete er mit zwei verschiedenen Puppen gleichzeitig.روی صحنه، او همزمان با دو عروسک مختلف شکمگویی میکرد.