bauen
ساختن، بنا کردن
Beispiele
- Klaus ''baut'' ein Haus.کلاوس یک خانه «میسازد».
- Hier soll eine Umgehungsstraße ''gebaut'' werden.قرار است اینجا یک جاده کمربندی «ساخته شود».
- Obermanns wollen sich eine kleine Windmühle ''bauen.خانواده اوبرمان میخواهند یک آسیاب بادی کوچک «برای خود بسازند».
- Kevin ''hat'' eine Sandburg ''gebaut.کوین یک قلعه شنی «ساخته است».
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را ساختن، بنا کردن (مانند خانه، پل، ماشین).
- Wir bauen ein neues Haus.ما یک خانه جدید میسازیم.
- Die Kinder bauen einen Schneemann.بچهها یک آدمبرفی میسازند.
2
auf + Akkusativ
(مجازی) بر چیزی تکیه کردن، بر پایه چیزی بنا کردن.
- Wir bauen auf Ihre Unterstützung.ما روی حمایت شما حساب میکنیم/تکیه داریم.
- Diese Theorie baut auf alten Erkenntnissen auf.این نظریه بر یافتههای قدیمی بنا شده است.