bauen

Aussprache: /ˈbaʊ̯ən/
Wortzerlegung: bau·en
فعل

ساختن، بنا کردن

Beispiele

  • Klaus ''baut'' ein Haus.کلاوس یک خانه «می‌سازد».
  • Hier soll eine Umgehungsstraße ''gebaut'' werden.قرار است اینجا یک جاده کمربندی «ساخته شود».
  • Obermanns wollen sich eine kleine Windmühle ''bauen.خانواده اوبرمان می‌خواهند یک آسیاب بادی کوچک «برای خود بسازند».
  • Kevin ''hat'' eine Sandburg ''gebaut.کوین یک قلعه شنی «ساخته است».

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را ساختن، بنا کردن (مانند خانه، پل، ماشین).

  • Wir bauen ein neues Haus.ما یک خانه جدید می‌سازیم.
  • Die Kinder bauen einen Schneemann.بچه‌ها یک آدم‌برفی می‌سازند.
2 auf + Akkusativ

(مجازی) بر چیزی تکیه کردن، بر پایه چیزی بنا کردن.

  • Wir bauen auf Ihre Unterstützung.ما روی حمایت شما حساب می‌کنیم/تکیه داریم.
  • Diese Theorie baut auf alten Erkenntnissen auf.این نظریه بر یافته‌های قدیمی بنا شده است.