baufällig

Aussprache: /ˈbaʊ̯fɛlɪç/
Worttrennung: bau·fäl·lig
صفت

فرسوده، در حال تخریب، مخروبه

Bedeutungen

1

ساختمانی که به دلیل کهنگی یا عدم نگهداری در وضعیت نامناسبی قرار دارد و در معرض تخریب است.

  • Das alte Haus am Ende der Straße ist leider sehr baufällig.متأسفانه خانه قدیمی انتهای خیابان بسیار فرسوده است.
  • Die baufällige Brücke musste gesperrt werden.پل در حال تخریب مجبور به مسدود شدن شد.
  • Manche Touristen finden baufällige Gebäude besonders interessant.برخی گردشگران ساختمان‌های مخروبه را به خصوص جالب می‌دانند.