baumarm

Aussprache: /ˈbaʊ̯mˌarm/
Worttrennung: baumarm
صفت

کم درخت، با درختان کم

Bedeutungen

1

مکانی که درختان کمی در آن وجود دارد؛ کم‌جنگل.

  • Die Landschaft war baumarm, mit nur wenigen vereinzelten Bäumen.منظره کم‌درخت بود و تنها چند درخت پراکنده در آن دیده می‌شد.
  • Nach dem Brand war die Gegend sehr baumarm.پس از آتش‌سوزی، منطقه بسیار کم‌درخت شده بود.
  • Die Wüste ist naturgemäß baumarm.طبیعتاً صحرا کم‌درخت است.