baumbestanden

Aussprache: /ˈbaʊ̯mbəˌʃtandn̩/
Worttrennung: baum·be·stan·den
صفت

پوشیده از درخت، درختزار

Bedeutungen

1

مکانی که با تعداد زیادی درخت پوشیده شده است؛ جنگلی یا دارای درختان فراوان.

  • Die Wanderroute führte durch ein dicht baumbestandenes Tal.مسیر پیاده‌روی از میان دره‌ای که به شدت پوشیده از درخت بود، عبور می‌کرد.
  • Das Grundstück ist großzügig baumbestanden und bietet viel Schatten.ملک به طور گسترده‌ای درخت‌کاری شده است و سایه زیادی را فراهم می‌کند.
  • Wir suchten einen ruhigen Platz in dem baumbestandenen Park.ما به دنبال مکانی آرام در پارک درخت‌کاری شده بودیم.