فعل
روی درخت نشستن (پرنده)، چلهپیچی کردن (پارچه)
معانی و تعاریف baumen:
- (ناگذر) بالا رفتن یا نشستن روی درخت (مانند حیوانات)؛ یا تاب خوردن و آویزان شدن مانند شاخههای درخت.
- (انعکاسی) خود را روی درخت یا شاخه آن قرار دادن، نشستن.
جملات نمونه برای baumen:
Guck, da ''baumen'' sie, die Krähen.
نگاه کن، کلاغها روی درخت نشستهاند.
''Baumen'' ist das Aufwickeln der Kette auf den Kettenbaum des Webstuhls.
چلهپیچی، پیچیدن نخ چله روی چلهپیچ دستگاه بافندگی است.
Die Katze baumte auf den höchsten Ast, um die Vögel zu beobachten.
گربه به بالاترین شاخه درخت بالا رفت تا پرندگان را تماشا کند.