baumgesäumt
احاطه شده با درختان
Bedeutungen
1
مکانی که در اطراف یا کنار آن درختان زیادی وجود دارد.
- Der Weg zum See war wunderschön baumgesäumt.مسیر رسیدن به دریاچه با درختان زیبایی احاطه شده بود.
- Wir spazierten durch eine baumgesäumte Allee.ما در یک خیابان درختکاری شده قدم زدیم.
- Das alte Haus lag in einem baumgesäumten Garten.خانه قدیمی در باغی احاطه شده با درختان قرار داشت.