abbaumen

Aussprache: /ˈapˌbaʊ̯mən/
Wortzerlegung: ab·bau·men
فعل

از روی درخت پرواز کردن یا پایین آمدن (اصطلاح شکار)

Beispiele

  • Ein Auerhahn ''baumte'' von einer Randfichte ''ab.یک خروس جنگی از روی صنوبر حاشیه‌ای پایین پرید/پرواز کرد.
  • Absperrung missachtet: Drückjagd abgebrochen – […] Peter Stumpf, Pächter des Reviers Niedermirsberg, sah die Wanderer als Erster und verständigte umgehend die anderen Jäger in seinem Revier. Für alle hieß es nun "Hahn in Ruh". Stumpf habe seine Jagdgäste außerdem gebeten ''abzubaumen'' und mit ihm gemeinsam die Wandergruppe anzusprechen.بی‌توجهی به حصارکشی: شکار گروهی متوقف شد – […] پیتر اشتومف، اجاره‌دار منطقه شکار نیدرمیرزبرگ، اولین کسی بود که کوهنوردان را دید و فوراً به سایر شکارچیان منطقه‌اش اطلاع داد. برای همه اکنون به این معنی بود که «سلاح‌ها را غلاف کنید». اشتومف همچنین از مهمانان شکار خود خواسته بود که از درخت پایین بیایند و به همراه او با گروه کوهنوردان صحبت کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

درختان را قطع کردن یا از ریشه درآوردن.

  • Die Förster mussten die kranken Bäume abbaumen.جنگل‌بانان مجبور شدند درختان بیمار را قطع کنند.
  • Es ist verboten, Bäume ohne Genehmigung abzubaumen.قطع درختان بدون مجوز ممنوع است.
2 Akkusativ

دکل‌ها، داربست‌ها یا سازه‌های مشابه را پایین آوردن یا برچیدن.

  • Nach dem Fest mussten die Arbeiter die Fahnenmasten abbaumen.بعد از جشن، کارگران مجبور شدند دکل‌های پرچم را پایین بیاورند.
  • Das Gerüst wird nächste Woche abbaumt.داربست هفته آینده برچیده می‌شود.