abbauen

Aussprache: /ˈapˌbaʊ̯ən/
Wortzerlegung: ab·bau·en
فعل

پیاده کردن، برچیدن، استخراج کردن (معدن)، کاهش دادن

Beispiele

  • Die Häuser sind so konstruiert, dass sie leicht wieder ''abzubauen'' sind.خانه‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که به راحتی قابل «جمع‌آوری» هستند.
  • Im Mittelalter wurde hier Silber ''abgebaut.در قرون وسطی در اینجا نقره «استخراج» می‌شد.
  • Die Schwäche des E-Autos liegt darin, dass es so viel mehr mineralische Rohstoffe benötigt als die Verbrenner, darunter etliche kritische Materialien, die oft unter fragwürdigen Bedingungen ''abgebaut werden.ضعف خودروی برقی در این است که به مواد خام معدنی بسیار بیشتری نسبت به خودروهای درون‌سوز نیاز دارد...

Bedeutungen

1 Akkusativ

استخراج کردن (مواد معدنی، منابع طبیعی)

  • In dieser Region wird Kohle abgebaut.در این منطقه زغال سنگ استخراج می‌شود.
  • Sie bauen Gold in den Bergen ab.آنها طلا را در کوهستان استخراج می‌کنند.
2 Akkusativ

کاهش دادن، کم کردن (ترس، تنش، بدهی)

  • Sport hilft, Stress abzubauen.ورزش به کاهش استرس کمک می‌کند.
  • Die Firma muss Schulden abbauen.شرکت باید بدهی‌ها را کاهش دهد.
3 Akkusativ

برچیدن، دمونتاژ کردن (ساختمان، تجهیزات، چادر)

  • Nach dem Konzert mussten die Techniker die Bühne abbauen.بعد از کنسرت، تکنسین‌ها مجبور بودند صحنه را برچینند.
  • Wir müssen das Zelt vor dem Regen abbauen.ما باید چادر را قبل از باران برچینیم.