abbauen

Aussprache: /ˈapˌbaʊ̯ən/
Wortzerlegung: ab·bau·en
فعل

استخراج کردن، کاهش دادن، برچیدن، افت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

استخراج کردن مواد معدنی و منابع طبیعی از زمین

  • In dieser Region wird seit Jahrhunderten Kohle abgebaut.در این منطقه قرن‌هاست که زغال‌سنگ استخراج می‌شود.
  • Sie bauen seltene Metalle in den Bergen ab.آن‌ها فلزات کمیاب را در کوهستان استخراج می‌کنند.
2 Akkusativ

کاهش دادن، کم کردن یا برطرف ساختن (استرس، بدهی، بوروکراسی، مشاغل)

  • Regelmäßiger Sport hilft dabei, Stress abzubauen.ورزش منظم به کاهش استرس کمک می‌کند.
  • Das Unternehmen muss in den nächsten Monaten Stellen abbauen.شرکت باید در چند ماه آینده فرصت‌های شغلی را کاهش دهد (تعدیل نیرو کند).
3 Akkusativ

برچیدن و پیاده کردن سازه، تجهیزات یا صحنه

  • Nach dem Konzert mussten die Techniker die Bühne abbauen.پس از کنسرت، تکنسین‌ها مجبور بودند صحنه را برچینند.
  • Wir sollten das Zelt abbauen, bevor der Sturm beginnt.ما باید قبل از شروع طوفان چادر را جمع کنیم.
4 intransitiv

افت کردن توان فیزیکی یا روحی، ضعیف شدن (در اثر سن یا بیماری)

  • Er hat im Alter gesundheitlich stark abgebaut.او در کهنسالی از نظر سلامتی به شدت افت کرده است.
  • Der Sportler baute in der zweiten Halbzeit spürbar ab.ورزشکار در نیمه دوم به طور محسوسی افت کرد.