beäugeln
با کنجکاوی (و اغلب مخفیانه) نگاه کردن، زیر نظر گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas beäugeln)
چیزی یا کسی را با دقت، کنجکاوی یا سوءظن نگاه کردن و زیر نظر گرفتن.
- Er beäugelte die teure Uhr in der Auslage.او ساعت گرانقیمت را در ویترین با کنجکاوی نگاه میکرد.
- Die Kinder beäugelten den neuen Spielplatz.بچهها با کنجکاوی به زمین بازی جدید نگاه میکردند.