beäugeln
با کنجکاوی (و اغلب مخفیانه) نگاه کردن، زیر نظر گرفتن
Beispiele
- Das Reh ''beäugelt'' verwundert die schwarze Katze.آهو با حیرت گربه سیاه را زیر نظر میگیرد.
- Er ''beäugelte'' heimlich seine Figur in der Fensterscheibe.او مخفیانه هیکل خود را در شیشه پنجره وارسی میکرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را با دقت، کنجکاوی یا سوءظن نگاه کردن و زیر نظر گرفتن.
- Der Detektiv beäugelte den Verdächtigen genau.کارآگاه با دقت مظنون را زیر نظر گرفت.
- Sie beäugelte das neue Angebot kritisch.او پیشنهاد جدید را با نگاهی انتقادی بررسی کرد.