Präfix
پیشوند (نشاندهنده تغییر وضعیت، پردازش یا تماس)
جملات نمونه برای be-:
Briefmarken muss man vor dem Aufkleben erst ''be''feuchten.
تمبرها را باید قبل از چسباندن، ابتدا «مرطوب» کرد.
Kinder ''be''greifen alle Gegenstände, um sie zu verstehen.
کودکان همه اشیاء را «لمس و بررسی» میکنند تا آنها را درک کنند.
Das müssen sie mir ''be''gründen.
این را باید برای من «توجیه» کنید.