beachtlich
قابل توجه، چشمگیر، معتنابه
Beispiele
- Der Jungunternehmer hat es in kürzester Zeit zu einem ''beachtlichen'' Vermögen gebracht.این کارآفرین جوان در کوتاهمدت به ثروت «قابل توجهی» دست یافته است.
- Wir führten eine ''beachtliche'' Warenladung mit, weshalb wir dort Aufsehen erregten und achtungsvoll empfangen wurden.ما محموله کالای «قابل توجهی» را به همراه داشتیم، به همین دلیل در آنجا سر و صدا به پا کردیم و با احترام استقبال شدیم.