beackern
شخم زدن، (به کنایه) عمیق بررسی کردن
Beispiele
- Heuer wird die Wiese ''beackert.امسال این چمنزار «شخم زده» میشود.
- In dem Buch habe ich das Kapitel über Jodometrie schon zweimal ''beackert.در آن کتاب، من فصل مربوط به یدومتری را دو بار «به دقت بررسی کردهام».
- Die Schwestern ''beackerten'' die Mutter den ganzen Nachmittag lang, bis diese es ihnen endlich erlaubte, zur Tante nach Travemünde zu fahren.خواهرها تمام بعدازظهر مادر را «زیر فشار گذاشتند» تا بالاخره اجازه داد به دیدن خاله در تراوهمنده بروند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
زمین را شخم زدن، کشت کردن
- Die Bauern beackern ihre Felder im Frühling.کشاورزان در بهار مزارع خود را شخم میزنند.
- Dieses Stück Land wird seit Generationen beackert.این قطعه زمین برای نسلهاست که کشت میشود.
2
Akkusativ
(مجازی) به موضوعی عمیقاً پرداختن، روی چیزی کار کردن
- Er beackert seit Jahren dieses Forschungsgebiet.او سالهاست که روی این حوزه تحقیقاتی کار میکند.
- Wir müssen dieses Problem von allen Seiten beackern.ما باید این مشکل را از همه جهات بررسی کنیم.