beangeln

Aussprache: /bəˈʔaŋl̩n/
Wortzerlegung: be·an·geln
فعل

ماهیگیری کردن، صید کردن (با قلاب)

Beispiele

  • Neue Gewässer zu ''beangeln,'' ist extrem aufregend.ماهیگیری در آب‌های جدید بسیار هیجان‌انگیز است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در یک مکان خاص ماهیگیری کردن، از یک مکان برای ماهیگیری استفاده کردن.

  • Er hat den ganzen See beangelt.او در تمام دریاچه ماهیگیری کرد.
  • Dieser Flussabschnitt wird oft von Touristen beangelt.این قسمت از رودخانه اغلب توسط گردشگران ماهیگیری می‌شود.