beanschriften
آدرس زدن، نشانی کردن
Beispiele
- Nach dem vorstehend geschilderten System lief grundsätzlich auch der Vertrieb von Zeitschriften ab. Den Zeitungen zeitlich nachgeordnet, wurden die Zeitschriften mit großen Auflagen im zentralen Vertriebsamt in Berlin ''beanschriftet.طبق سیستم شرح داده شده در بالا، اساساً توزیع مجلات نیز به همین ترتیب انجام میشد. مجلات با تیراژ بالا پس از روزنامهها در اداره مرکزی توزیع در برلین آدرسزنی میشدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(بسیار نادر یا غیر استاندارد) آدرسنویسی کردن، نشانی زدن بر روی چیزی (مانند نامه یا بسته)؛ با نوشتهای مشخص کردن. (احتمالاً اشتباه تایپی برای "beschriften" یا "adressieren")
- Er beanschriftete den Umschlag sorgfältig.او با دقت پاکت را آدرسنویسی کرد.
- Die Kiste wurde mit dem Namen des Empfängers beanschriftet.جعبه با نام گیرنده نشانی زده شد.