beanständen
اعتراض کردن، ایراد گرفتن، شکایت کردن
Beispiele
- Diese Baumängel müssen ''beanständet'' werden.این نقصهای ساختمانی باید مورد اعتراض قرار گیرند.
- An Ihrer Vorgehensweise habe ich überhaupt nichts zu ''beanständen,'' aber an Ihrem Ton!من هیچ اعتراضی به روش کار شما ندارم، اما به لحن شما دارم!
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور رسمی مخالفت یا اعتراض خود را نسبت به یک تصمیم، سند، یا رویه اعلام کردن، معمولاً به دلیل نادرستی، عدم کفایت یا مغایرت با قوانین.
- Der Anwalt beanstandete die Zulässigkeit der Beweismittel vor Gericht.وکیل پذیرش ادله در دادگاه را مورد اعتراض قرار داد.
- Die Opposition beanstandete die Ergebnisse der Wahl aufgrund von Unregelmäßigkeiten.اپوزیسیون نتایج انتخابات را به دلیل تخلفات مورد اعتراض قرار داد.