beanständen
اعتراض کردن، ایراد گرفتن، شکایت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas beanstanden)
به طور رسمی مخالفت یا اعتراض خود را نسبت به یک تصمیم، سند، یا رویه اعلام کردن، معمولاً به دلیل نادرستی، عدم کفایت یا مغایرت با قوانین.
- Der Kunde beanstandete die Qualität der gelieferten Ware.مشتری از کیفیت کالای تحویل شده ایراد گرفت.
- Wir müssen diese Entscheidung beanstanden, da sie nicht rechtmäßig ist.ما باید به این تصمیم اعتراض کنیم، زیرا قانونی نیست.